ذبيح الله صفا
200
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در ضمن رياضت علاوه بر مشقّات و امساكهاى جسمانى و نفسانى دو امر اهميّت فراوان داشت : يكى ذكر و ديگرى فكر . مراد از ذكر به ياد داشتن خداوند در همهء احوال و فراموش كردن ماسواى اوست ( الذكر نسيان ماسواه ) ، و بذكر جلىّ و ذكر خفىّ تقسيم مىشود . تلقين ذكر بوسيلهء شيخ انجام مىگرفت و معمولا با تلقين « لا إله الّا اللّه » شروع مىشد و معتقد بودند كه « همه ذكرى قطع و رفع حجاب نكند الّا بتلقين صاحب دل » « 1 » و معمولا مشايخ براى مريدان خود اذكار و اوراد و ادعيهيى معلوم مىكردند كه در همهء احوال و بعد از نمازها مىبايست خوانده شود و تمام قسمت اوّل از كتاب اوراد الاحباب و فصوص الآداب ابو المفاخر باخرزى مقصور بر ذكر اوراد و ادعيه و آداب آنهاست . امّا مراد از فكر سير از مقيّد بمطلق و از باطل به حق و ديدن كلّ مطلق در جزء مقيّد است و سالك متفكّر مرتبة بعد مرتبة بجايى مىرسد كه اصل وجود عام است و درينحال خواهد ديد كه اين عالم محسوس « او » و همه چيز مظهرى از وجود « او » است . سماع در غالب خانقاهها بفرمان شيخ ، براى صوفيان مجلس قول و غزل تعبيه مىشد كه آن را « مجلس سماع » مىخواندند . درين هنگام قوّالان را بخانقاه مىآوردند تا غزلها و ترانهاى جانبخش بخوانند و گاه صوفيان نيز با آنان يار مىشدند و اندكاندك كارشان بپايكوبى و چرخ زدن و نعرهء بيخودانه كشيدن و چاك زدن گريبان و امثال اين اعمال مىكشيد . به نظر صوفيان سماع بر اثر لطافتى كه در ذوق مستمع ايجاد مىكند اشتياقى در او پديد مىآورد و ويرا از عالم خاكى مىربايد و از تنگناى خاك به بالا مىبرد و اگر ركود و كدورتى در دلوجان سالك پديد آمده باشد آن را از دلوجان او مىزدايد و او را در كار خود گرم مىسازد . مشايخ بزرگ در فايدهء سماع سخنان بسيار دارند از آن جمله : « ذو النون مصرى را از سماع سؤال كردند گفت وارديست از حق كه قلوب بندگان را بسوى حق برانگيزاند و ازعاج كند . هركس كه سماع را به حق شنود محقق شود و هركس بنفس اصغا كند زنديق شود » « 2 » سرى سقطى مىگفت : « قلوب اهل محبت در وقت
--> ( 1 ) - صفوة الصفا ص 193 . ( 2 ) - اوراد الاحباب ورق 141 b